چارچوب برنامه‌ریزی تاب‌آور شهری در مواجهه با کم‌آبی با تلفیق هوش تصمیم‌گیری، حکمروایی مشارکتی و دانش بومی (مطالعه موردی: ‌شهر یزد)

نوع مقاله : علمی - پژوهشی مستقل

نویسندگان

1 دانشیار گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، میبد، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی-آمایش سیاسی فضا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، میبد، ایران

10.22034/future.2026.24675.1043

چکیده

مدیریت ریسک کم‌آبی در فلات مرکزی ایران، به‌ویژه در ‌شهر یزد، از یک چالش صرفاً هیدرولوژیک به مسئله‌ای سیستمی با ابعاد عمیق اجتماعی-اکولوژیک، نهادی و تاریخی تبدیل شده است. رویکردهای سنتی و خطی برنامه‌ریزی شهری به دلیل ناتوانی در ادغام عدم‌قطعیت‌های ذاتی و دانش بومی در فرایندهای تصمیم‌گیری، تاب‌آوری آبی را تضعیف کرده‌اند. این پژوهش با هدف تدوین چارچوب برنامه‌ریزی تاب‌آور شهری، به تلفیق سه مؤلفه «هوش تصمیم‌گیری»، «حکمروایی مشارکتی آب» و «دانش بومی» می‌پردازد. روش‌شناسی پژوهش متکی بر یک الگوریتم چهارفازی است؛ ابتدا پس از مرور نظام‌مند ادبیات مبتنی بر استاندارد PRISMA (شامل ۴۷ مقاله) و جلسات ساختاریافته گروه اسمی (NGT) با ۱۴ خبره، ۱۳ معیار اولیه شناسایی شد. سپس غربالگری معیارها با دلفی فازی انجام و مدل‌سازی گروهی با تلفیق روش‌های G-AHP (برای وزن‌دهی) و G- TOPSIS (برای رتبه‌بندی ۴ استراتژی) در محیط خاکستری پیاده‌سازی گردید. معیارهای کیفی نظیر «پذیرش اجتماعی تغییر»، «قابلیت نگهداری قنات‌ها» و «شفافیت نهادی» ارکان کلیدی مدل را تشکیل دادند. نتایج نشان داد معیار کسری تراز سالانه آب زیرزمینی با وزن 0.217 بیشترین اهمیت را دارد. همچنین، استراتژی «آموزش و مشارکت جوامع محلی» با ضریب نزدیکی 0.791 به عنوان بهینه‌ترین گزینه شناسایی شد، در حالی که استراتژی احیای قنات‌ها، به دلیل چالش‌های عملیاتی و هیدرولوژیکی در رتبه سوم قرار گرفت. تحلیل حساسیت چندمتغیره (مونت‌کارلو) حاکی از شکنندگی رتبه‌بندی نسبت به معیارهای اجتماعی و نهادی است که تأکیدی مضاعف بر ضرورت نهادینه‌سازی مشارکت ذی‌نفعان دارد. چارچوب عملیاتی این پژوهش، الگوئی کاربردی برای برنامه‌ریزی تاب‌آور در سایر شهرهای مناطق خشک با پیشینه دانش بومی فراهم می‌سازد

کلیدواژه‌ها